آخخخ یادش بخیر

آخخخ یادش بخیر
5/5 - (1 امتیاز)

چترها راباید بست و زیر باران باید رفت سهراب کووو؟
نغمه های بارانی نیما؟؟؟
شعرهای خیس سیمین؟؟؟
قطره های طلایی درهم تنیده ی شریف؟؟؟
ترانه های عاشقانه در زیرباران فروغ؟؟؟
کجاست حرف هایی که فقط در زیر باران حض گفتنش برجان مینشست…..؟
کووو نگاهایی که در زیر باران با شلاق تند رعدها و تلنگر محکم برق ها به هم قفل می‌ماند….؟
نیا باران زمین جای قشنگی بوووود،،،،وقتی در ذهن شاعر این بیت آمد
دیگر نیست..
نیا باران
دگر چترها را بستن در زیر باران
و
خیره گشتن تا افق وآغوش کشیدن ابرهای باران زا
و
نوازش نرم صورت باقطره های مهربانی…
برای هرکس که دید شدخاطره
و
برای بعدازما حسرت میشود قطعا….
درسراسیمه زیر باران دویدن های خوب….
باچکمه های زرد و آبی،قرمزو گاها پتی ….
بی خیال از گردش ودوران،
باز میکردیم دست هارا،
رو بسوی ابر باران زاتا اووووج می‌ رفتیم تارسیدن ها در دل بی کین کودکی مان..
آخخخ یادش بخیر….
نیاباران نیا…..
دگر سمی برای صورت نرم و چشم آبی کودک شهرم
نیا وقصه ساز دیواره های مهروموم شهرم نباش…
ارغوان جام زهری برسر نرگسان نو شکفته دشت سرسبز شهرم نباش….
من شهرم را،کودکان درحسرت در آب گل آلودت دونده را.
درختان تنومند باغ سرسبز خیالم را که سایه اند برسر این قلب بیمارم
دوست میدارم….
نیا باران…
می آیی
با زلالی های قبل از تیرچرک آلود در قلب زمین باز آ
هرقطره ت الماس و بودنت تفسیر عاشقان ازعشق….
آخخخ یادش بخیر

 

دلنوشته به قلم عابد تبار

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.